تبلیغات
حامی تمام عشق ها"""عشق"عشقولانه ها"عاشق"بوسه - مجله

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه


گاهی

درســــت

در لحـظـه ی ســــقـــوط،

فرصـتِ پــــــــــــــــــــرواز هم هست …

انتخاب با توست


!

بــَـرآے تـــــــو…

نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد…!

امــآ بــــرآے مــن…

اِنـْگــآر…

خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد…

امــآ نـِمـیـبُـرنـد

دست هایم را بگیرید

مواظبم باشید ،

اشکهای بی کسی ام را پاک کنید

مرهم شوید برای زخمهای این دل شکسته

نترسید از من….

به خدا قسم اینطور که میگویند ……نیست

من دیوانه نشده ام

من…فقط دنیایتان را نمی شناسم !

گم شدم تو افکاری که هر لحظه ، افسرده ترم میکنه …

دلم یه لبخند میخواد … از " ته دل " …

مـــــــن

بــا واژه هــا بــازی میکنـم !..

تـــــــو

بــا زخــــــــــــــم هــایــ مـن..!!

تــــــ♥ــــــو

با چَــــشم هــایَــــت

کانــــدیـــد شُـــده ای،

چـــــه ائتـــــلافــــی

بــــــه پـــــاســـت

میـــان

مــــن و مـــردُم

ایــــــن شـــــهـــر….

ﻫﻨـﻮﺯﻣـــ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺗــــــــ ﻣﯿﻔﺘﻤـــ !!…

ﻭﻟـــﯽ ﻓﻘﻄـ …

ﺍﺯ ﺭﻭﯼِ ﻋــــﺎﺩﺗــ

باورکن این روزا به غیر از من ،

چیزی تو رویاهات اضافی نیست !…

باید با قُرصام مهربون تر شم،

بعد از تو روزی دوتا کافی نیست! . . ./

شب خوابیدی تو تخت خوابتو هی ول میخوری …

بعد گوشیتو برمیداری و مینویسی

« خوابم نمی بره »

سرد میشی …

بغض میکنی …

خرد میشی …

وقتی که می بینی هیچکسو نداری که اینو واسش بفرستی….

تمام دغدغه ی این روزهایم ، خطـ خـطـی هایی سـت که بنویسم و تو بخوانی … !

این است که زندانی شــده ام ..

پشــت خـط خـطِ این دفــتر …

هرگــــــــــــــز حسرتی در هیـــــــچ کجای دنیا این چنین یکجا جمــــــــــــع نمیشـــــــوند…

مگر در این سه واژه کوتاه:

…" او دوستم ندارد"…

من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی ..

من هنـــوز روزها را می شــمارم!..

و تـــو پیدا نمیشوی !..

یا من بازی را بلــد نیستم !

یا تو جر زدی !

دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن.

پدر یه جورایی می ترسید، واسه همین به دخترش گفت: عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه.

دختر کوچیک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگیر

پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید: چه فرقی می کنه؟

دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی برام بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما

اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان میدونم هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ وقت دستم رو ول نمی کنی.

در هر رابطه دوستی ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمان هاش هست. پس

دست کسی رو که دوست داری رو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره…..!ا


کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
که آدم ازبهشت آید برون تا نان شود پیدا

تمیز لذت دنیا هم آسان نیست ای غافل
چوطفلان خون*خوری یک*عمر تادندان شودپیدا

سحرتا شام باید تک زدن چون آفتاب اینجا
که خشکاری به چشم حرص این انبان شود پیدا

سحاب*کشت ما صد ره شکافد چشم*گریانش
که*گندم یک تبسم با لب خندان شود پیدا

تلاش موج درگوهر شدن امید آن دارد
که*گرد ساحلی زبن بحر بی*پایان شود پیدا

جنون هم جهدها بایدکه دامانش به چنگ افتد
دری صد پیرهن تا پیکر عریان شود پیدا

عیوب آید برون تاگل*کند حسن*کمال اینجا
کلف بی*پرده*گردد تا مه تابان شود پیدا

پریشان است از بی*التفاتی*، سبحهٔ الفت
ز دل بستن مگر جمعیت باران شود پیدا

امان خواه ازگزند خلق درگرم اختلاطی*ها
که عقرب بیشتر در فصل تابستان شود پیدا

بنای وحشت این کهنه منزل عبرتی دارد
که صاحبخانه*گر پیدا شود مهمان شود پیدا

زپیدایی به نام محض چون عنقا قناعت*کن
فراغ اینجاکسی داردکزین عنوان شود پیدا

چوصبح آن به که*گم*باشد نفس درگرد معدومی
وگر پیدا تواند گشت بال*افشان شود پیدا

درین صحرا به وضع خضر باید زندگی*کردن
نگردد گم کسی کز مردمان پنهان شود پیدا

حریف*گوهر نایاب نبود سعی غواصان
مگر این کام دل از همت مردان شود پیدا

خیالات پری بی*شیشه نقش طاق نسیان*کن
محال است*اینکه*هرجاجسم*گم شدجان شودپیدا

تماشاگاه عبرت پا به دامن سیر می*خواهد
نگه می*باید اینجا توام مژگان شود پیدا

ردیف بار دنیا رنج عقبا ساختن بیدل
زگاو و خر نمی*آید مگر انسان شود پیدا

بیدل دهلوی

و برادر!

علی(ع) تمام عمرش را بر روی این سه کلمه گذاشت: مکتب ، وحدت ، عدالت

شهید علی شریعتی

I speak about night,s ending

about the ending of darkness I speak

and about night,s ending

if you come to my house for me O my

darling bring a lamp

and a window too …

that I might see the hubbub in the happy

street…



من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ

بیار…

و یک دریچه که از ان به ازدحام کوچه

خوشبختی بنگرم…!؟

توضیح نمی خواهد

تمام خواهش من یک جمله کوتاه است:

دلی که به تو سپرده ام ، به غم مسپار . . .




طبقه بندی: مجله عاشقانه،
برچسب ها: مجله، متن، جمله عاشقانه، عشق، عشق ها، عاشق،

تاریخ : 1392/06/10 | 09:00 | نویسنده : hami | نظرات [ ]
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
?