تبلیغات
حامی تمام عشق ها"""عشق"عشقولانه ها"عاشق"بوسه - مجله


 

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه كوچولو،روی این عكس كلیك كنید

مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه


 






فکر نو بسیار ظریف و حساس است ،با یک ریشخند کوچک می میرد و

کنایه ای کوچک آن را بسختی مجروح می کند.


هربرت اسپنسر





בیـבے گفتمــ

کـﮧ

تــ ــ ــو همــ میرے بـﮧ خــ ــاطره هــ ــا





تلخ ترین دعای دنیا:

"بـا اون یـکــی خـوشبـخــت بشـــی"...





یکـــــــ حبه قنــــــد ،

درفنجـــان قهـــوه ی تلخـــــــ ..

شیرین نمیشـــود ..

دو حبه قنــــد ،

در فنجـــــان قهــــــوه ی تلخـــــــــ ..

شیرین نمیشــــود ..سه حبـــه ، چهار ، پنج ..

اصلاً تو بگــو یک دنیـــــــــا قنـــد ،در این دنیای تلخــــــــ ،

نه ..اگـــر تــو نباشــــی فالِ این زندگــــــــــی ،شیرین نمیشـــــود … !





ﺗـﺎﺑـﺴـﺘـﺎﻥِ ﺩﺍﻏـﯽ ﻣـﯽ ﺷـﻮﺩ … ﻣـﯽ ﺩﺍﻧـﻢ !

ﺍﻣـﺎ ﻣـﻦ ﺩﻟـﻢ …

ﺩﯾـﮕـﺮ ﺑـﻪ ﺍﯾـﻦ ﺯﻧـﺪﮔـﯽ ﮔـﺮﻡ ﻧـﯿـﺴـﺖ !

ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﻣـﯽ ﮔـﻔـﺖ:

ﺑـﺎﯾـﺪ ﮐـﻤـﯽ ﺑـﻪ ﺧـﻮﺩﺕ ﺑـﺮﺳـﯽ !

ﻭ ﻣـﻦ ﮔـﯿـﺞ ﺷـﺪﻩ ﺍﻡ …

ﺍﺯ ﻫـﺮ ﻃـﺮﻑ ﻣـﯽ ﺭﻭﻡ ﺗـﻨـﻬـﺎ ﺑـﻪ ﺗــــﻮ ﻣـﯽ ﺭﺳـﻢ !





" دوستت دارم " هایت را به کسی نگو

نگه دار برای خودم

من جانم را

برای شنیدنش

کنار گذاشته ام...





قول داد تا اخر دنیا با من باشد

ولی...

چند روز بعد رفت

دروغ نگفته بود...

روزی که رفت برای من اخر دنیا بود!!!!!!





بـه تــو حســودی ام میشــود ای اجل

اینجــا خیلـی هــا عــاشقــانــه

انتظــارتــــــ را میکشنــد!

بــاور نــداری ؟!

مـن را ببیــن....

گــاهــی خـــود مــــن

یکـی از همـان خیلـی هــا میشـــوم !!





ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻡ

ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ , ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ..

ﺣﺘﯽ ﺭﻧﮓ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ...

ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ

ﺍﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ





چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،

سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی

برای دانشجویان تعیین شد که در گروه های پنج شش نفری با

برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.

دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست

و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟

گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجو ها به اسم فیلیپ بود.

پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟

کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه!

گفتم نمیدونم کیو میگی!

گفت …

همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه!

گفتم نمیدونم منظورت کیه؟

گفت همون پسری که کیف وکفشش همیشه ست هست باهم!

بازم نفهمیدم منظورش کی بود!

اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه،

همون پسر مهربونی که روی ویلچیر میشینه…

این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر،

آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه

از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی کنه…

چقدر خوبه مثبت دیدن…

یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم ،

اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟

حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!

وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم…

شما چی فکر میکنید؟

چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم

و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی کنیم”





به اوج کبریاکزپهلوی عجز است راه آنجا

سر مویی گراینجا خم شوی بشکن کلاه آنجا


ادبگاه محبت ناز شوخی برنمی دارد

چو شبنم سر به مهر اشک می بالد نگاه آنجا


به یاد محلن نازش سحرخیزست اجزایم

تبسم تاکجاها چیده باشد دستگاه آنجا


مقیم دشت الفت باش و خواب ناز سامان کن

به هم می آورد چشم تو مژگان گیاه آنجا


خیال جلوه زار نیستی هم عالمی دارد

ز نقش پا سری بایدکشیدن گاه گاه آنجا


خوشا بزم وفاکز خجلت اظهار نومیدی

شرر در سنگ دارد پرفشانیهای آه آنجا


به*سعی غیرمشکل بود زآشوب دویی رستن

سری در جیب خود دزدیدم و بردم پناه آنجا


دل ازکم ظرفی طاقت نبست احرام آزادی

به*سنگ آید مگراین جام وگردد عذرخواه آنجا


به*کنعان هوس گردی ندارد یوسف مطلب

مگر در خود فرورفتن کند ایجاد چاه آنجا


ز بس فیض سحر می جوشد ازگرد سواد دل

همه گر شب شوی روزت نمی گردد سیاه آنجا


ز طرز مشرب عشاق سیر بینوایی کن

شکست رنگ کس آبی ندارد زیرکاه آنجا


زمینگیرم به افسون دل بی مدعا بیدل

در آن وادی که منزل نیز می افتد به راه آنجا



بیدل دهلوی





عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند


دکتر علی شریعتی





I love all the stars in the sky, but they are

nothing compared to the ones in your eyes


من تمام ستاره های آسمون رو دوست دارم ولی

اونا در مقایسه با ستاره ای که در چشمان تو

میدرخشه هیچند !




باران که بـــند بیایــــد

تازه خاطره

شروع می کند

به چکه کردن !





طبقه بندی: مجله عاشقانه،
برچسب ها: مجله، عشق، عشق ها، عاشقانه، متن، مجله عاشقانه،

تاریخ : 1392/04/10 | 08:00 | نویسنده : hami | نظرات [ ]
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
?